وبلاگ معین رادمرد
چهره هایتان را با لبخند زیباتر کنید.

نام آهنگ    :    به دیدارم بیا                      نام آلبوم : پنجره       سال انتشار : 1376

به دیدارم بیا ماه در اومد     چراغ روشن راه در اومد

اگه شب شده مهتاب توی راهه     نشون ما دو تا فانوس راهه

بزار بخنده چشمات به نگاهم     کتاب عاشقی توی نگامه

عزیز من چشم انتظارم نزار     بیا و زندگی رو با خود بیار

با تو نفس کشیدنو دوست دارم     همیشه با تو بودنو دوست دارم

بیا که بسته پر پرواز من     دوباره پر گشودنو دوست دارم

بسه دیگه مردم از این بی کسی     این همه تنهایی و دلواپسی

دل واسه دیدار تو پر می زنه     کاشکی بدونی که ندارم کسی

به دیدارم بیا ماه در اومد     چراغ روشن راه در اومد

اگه شب شده مهتاب توی راهه     نشون ما دو تا فانوس راهه

بزار بخنده چشمات به نگاهم     کتاب عاشقی توی نگامه

عزیز من چشم انتظارم نزار     بیا و زندگی رو با خود بیار

با تو نفس کشیدنو دوست دارم     همیشه با تو بودنو دوست دارم

بیا که بسته پر پرواز من     دوباره پر گشودنو دوست دارم

بسه دیگه مردم از این بی کسی     این همه تنهایی و دلواپسی

دل واسه دیدار تو پر می زنه     کاشکی بدونی که ندارم کسی

به دیدارم بیا ماه در اومد     چراغ روشن راه در اومد      بیاکه صبر دل دیگه سراومد

عزیز من چشم انتظارم نزار     بیا و زندگی رو با خود بیار





نوع مطلب : شعر، مطالب خواندنی، 
برچسب ها : متن ترانه، به دیدارم بیا، معین، معین رادمرد، علی رادمرد،
لینک های مرتبط :
شنبه 5 بهمن 1398 :: نویسنده : معین رادمرد

نام آهنگ    :    هم قسم                      نام آلبوم : پنجره       سال انتشار : 1376

عزیز هم قسم مگر که مرگ من تو را دگر ز قلب من جدا کند

فدای چشم مست تو اگر به راه عشق تو خدا مرا فدا کند

ای نفسهای تو عاشق ای تو خوب موندنی     زنده ام با نفس تو تا همیشه با منی

مثل شبنم رو پر گل منو با خودت نگهدار     سینه تو گهواره ای کن برای این تن تبدار

زیر سقف عاشقیمون عطر موهاتو رها کن     یاس عاشقیتو بگشا منو از خودم جدا کن

ای نفسهای تو عاشق ای تو خوب موندنی     زنده ام با نفس تو تا همیشه با منی

عزیز هم قسم مگر که مرگ من تو را دگر ز قلب من جدا کند

فدای چشم مست تو اگر به راه عشق تو خدا مرا فدا کند

ای نفسهای تو عاشق ای تو خوب موندنی     زنده ام با نفس تو تا همیشه با منی

ای نفسهای تو عاشق ای تو خوب موندنی     زنده ام با نفس تو تا همیشه با منی





نوع مطلب : شعر، مطالب خواندنی، 
برچسب ها : متن ترانه، هم قسم، معین، معین رادمرد، علی رادمرد،
لینک های مرتبط :
جمعه 4 بهمن 1398 :: نویسنده : معین رادمرد

نام آهنگ    :    ناجی                      نام آلبوم : پنجره       سال انتشار : 1376

امان امان از دل من از این دل غافل من     اگر تو ناجی نبودی دلم می شد مشکل من

امان امان از دل من از این دل غافل من     اگر تو ناجی نبودی دلم می شد مشکل من

دلم یه همزبون می خواست سرم یه سایه بون می خواست     تو دنیای نامهربون یه یار مهربون می خواست

تو ناجی من شدی باز رسیدی در اوج نیاز     شدی برام مثل یه بت خدای عشق بنده نواز

امان امان از دل من از این دل غافل من     اگر تو ناجی نبودی دلم می شد مشکل من

پیش از اینا چه بین جمع چه تنها     قشنگ نبود دنیا به چشمم اینجا

تو اومدی دنیامو زیبا کردی     مثل یه آرزو یه خواب یه رویا

اشکامو پاک کردی به روی گونه     به بر کشیدی منو عاشقونه

فرشته ی نجات من شدی تو     عشقت واسم هدیه ی آسمونه

امان امان از دل من از این دل غافل من     اگر تو ناجی نبودی دلم می شد مشکل من

دلم یه همزبون می خواست سرم یه سایه بون می خواست     تو دنیای نامهربون یه یار مهربون می خواست

تو ناجی من شدی باز رسیدی در اوج نیاز     شدی برام مثل یه بت خدای عشق بنده نواز

امان امان از دل من از این دل غافل من     اگر تو ناجی نبودی دلم می شد مشکل من





نوع مطلب : شعر، مطالب خواندنی، 
برچسب ها : متن ترانه، ناجی، معین، معین رادمرد، علی رادمرد،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 3 بهمن 1398 :: نویسنده : معین رادمرد

نام آهنگ    :    پنجره                      نام آلبوم : پنجره       سال انتشار : 1376

باز کن پنجره را و به مهتاب بگو     صفحه ی ذهن کبوتر آبیست خواب گل مهتابیست

ای نهایت درتو ابدیت درتو     ای همیشه بامن تاهمیشه بودن

باز کن چشمت را تا که گل باز شود     قصه ی زندگی آغاز شود

تا که از پنجره ی چشمانت عشق آغاز شود     تا دلم باز شود ، تا دلم باز شود

دلم اینجا تنگ است دلم اینجا سرد است     فصلها بی معنی آسمون بی رنگ است

سرد سرد است اینجا باز کن پنجره را     باز کن چشمت را گرم کن جان مرا

ای همیشه آبی ای همیشه دریا     ای تمام خورشید ای همیشه گرما

سرد سرد است اینجا باز کن پنجره را     ای همیشه روشن باز کن چشم مرا

ای نهایت درتو ابدیت درتو     ای همیشه بامن تاهمیشه بودن

باز کن چشمت را تا که گل باز شود     قصه ی زندگی آغاز شود

تا که از پنجره ی چشمانت عشق آغاز شود     تا دلم باز شود ، تا دلم باز شود





نوع مطلب : شعر، مطالب خواندنی، 
برچسب ها : متن ترانه، پنجره، معین، معین رادمرد، علی رادمرد،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 بهمن 1398 :: نویسنده : معین رادمرد

نام آهنگ    :    باز آمدم                      نام آلبوم : مسافر       سال انتشار : 1374

باز آمدم از راه سفر یک بار دگر در خونه ی تو     گل داده باز گلخونه ی دل از بوی تو و دردونه ی تو
سر می نهد این خانه به دوش شادان و خموش بر شونه ی تو     پر می کند از باده ی شوق  چشمون خودو پیمونه ی تو
باز امشب این دیوونه دل  بر بام و در سر می زنه     غم اومده تا پشت در باز حلقه بر در می زنه
یاد تو و دوری تو آتیش به جونم می زنه     من می روم اما دلم در سینه پر پر میزنه
سرد وغمین می خونه این ویروونه دل    باز امشب این دیوونه دل  بر بام و در سر می زنه    
باز آمدم از راه سفر یک بار دگر در خونه ی تو     گل داده باز گلخونه ی دل از بوی تو و دردونه ی تو
سر می نهد این خانه به دوش شادان و خموش بر شونه ی تو     پر می کند از باده ی شوق  چشمون خودو پیمونه ی تو
باز امشب این دیوونه دل  بر بام و در سر می زنه     غم اومده تا پشت در باز حلقه بر در می زنه
یاد تو و دوری تو آتیش به جونم می زنه     من می روم اما دلم در سینه پر پر میزنه

باز امشب این دیوونه دل  بر بام و در سر می زنه     غم اومده تا پشت در باز حلقه بر در می زنه





نوع مطلب : شعر، مطالب خواندنی، 
برچسب ها : متن ترانه، باز آمدم، معین، معین رادمرد، علی رادمرد،
لینک های مرتبط :

نام آهنگ    :    اگه داشتم تورو                      نام آلبوم : مسافر       سال انتشار : 1374

اگه داشتم تو رو دنیام یه صفای دیگه داشت     شب عشقم واسه من حال و هوای دیگه داشت

اگه داشتم تو رو رسوای عبادت می شدم     دلم این خسته ی عاشق یه خدای دیگه داشت

اگه داشتم تو رو اون قصه نویس     واسه من یه قصه های دیگه داشت

می دونم زندگی اینجوری نبود     می دونم می دونم مرد عاشق یه شبای دیگه داشت

اگه داشتم تو رو دنیام یه صفای دیگه داشت

اگه داشتم تو رو اون میخونه که جای منه     شبا اونجا جای من یه بینوای دیگه داشت

اگه داشتم تو رو اون میخونه که جای منه     شبا اونجا جای من یه بینوای دیگه داشت

نمیگم با تو واسم گریه دیگه گریه نبود     با تو این زمزمه ها یه های های دیگه داشت

اگه داشتم تو رو اون قصه نویس     واسه من یه قصه های دیگه داشت

می دونم زندگی اینجوری نبود     می دونم می دونم مرد عاشق یه خدای دیگه داشت

می دونم پیش تو آروم می شدم حتی اگه     قهر و نازت واسه من درد و بلای دیگه داشت

اگه یارم می شدی صاحب دنیات می شدم     فکر نکن چشمای تو یه آشنای دیگه داشت

می دونم پیش تو آروم می شدم حتی اگه     قهر و نازت واسه من درد و بلای دیگه داشت

اگه یارم می شدی صاحب دنیات می شدم     فکر نکن چشمای تو یه آشنای دیگه داشت

اگه داشتم تو رو اون قصه نویس     واسه من یه قصه های دیگه داشت

می دونم زندگیم اینجوری نبود     می دونم می دونم مرد عاشق یه شبای دیگه داشت

اگه داشتم تو رو دنیام یه صفای دیگه داشت     شب عشقم واسه من حال و هوای دیگه داشت

اگه داشتم تو رو دنیام یه صفای دیگه داشت     شب عشقم واسه من حال و هوای دیگه داشت





نوع مطلب : شعر، مطالب خواندنی، 
برچسب ها : متن ترانه، اگه داشتم تورو، معین، معین رادمرد، علی رادمرد،
لینک های مرتبط :

نام آهنگ    :    ارباب وفا                      نام آلبوم : مسافر       سال انتشار : 1374

بیا با من بزن جام بیا بخون تو چشمام     که با تو شاد شعرام که بی تو خیلی تنهام

گرفتار تو هستم نگهدار تو هستم     به من تکیه کن از عشق که من یار تو هستم ، که من یار تو هستم

حیف است که ارباب وفا را نشناسی     ما یار تو باشیم و تو ما را نشناسی

حیف است عزیزم که تو با این همه احساس     این پاکترین عشق خدا را نشناسی مارانشناسی

بشناس منو بشناس تو دوست داشتنو بشناس     تو باد بهاری گل و گلشنو بشناس

پنهون نشو از من گریزون نشو از من     دور تو بگردم روگردون نشو از من ، روگردون نشو از من

حیف است که ارباب وفا را نشناسی     ما یار تو باشیم و تو ما را نشناسی

حیف است عزیزم که تو با این همه احساس     این پاکترین عشق خدا را نشناسی مارانشناسی

در دست تو هست دلم ای داد     سر مست تو هست دلم ای داد

دنبال کسی غیر تو نیست     تاوصل تو هست دلم ای داد

گلبانگ منو نبر از یاد     عاشق شدنو نبر از یاد

من مستم و عشق یه جهانه     این یک سخنو نبر از یاد

حیف است که ارباب وفا را نشناسی     ما یار تو باشیم و تو ما را نشناسی

حیف است عزیزم که تو با این همه احساس     این پاکترین عشق خدا را نشناسی مارانشناسی

بیا با من بزن جام بیا بخون تو چشمام     که با تو شاد شعرام که بی تو خیلی تنهام

گرفتار تو هستم نگهدار تو هستم     به من تکیه کن از عشق که من یار تو هستم ، که من یار تو هستم

حیف است که ارباب وفا را نشناسی     ما یار تو باشیم و تو ما را نشناسی

حیف است عزیزم که تو با این همه احساس     این پاکترین عشق خدا را نشناسی مارانشناسی





نوع مطلب : شعر، مطالب خواندنی، 
برچسب ها : متن ترانه، ارباب وفا، معین، معین رادمرد، علی رادمرد،
لینک های مرتبط :

نام آهنگ    :    غریبستان                      نام آلبوم : مسافر       سال انتشار : 1374

دل و دین و عقل و هوشم همه را به آب دادی     ز کدام باده ساقی به من خراب دادی

دل عالمی ز جا شد چو نقاب بر گشودی     دو جهان به هم بر آمد چو به زلف تاب دادی

همه کس نصیب دارد زنشاط وشادی اما     به من غریب مسکین غم بی‌حساب دادی

روم به جای دگر روم به جای دگر دل دهم به یاردگر     هوای یاردگردارم ودیاردگر

به دیگری دهم این که خوار کرده ی توست      چراکه عاشق نو دارد اعتبار دگر

خبردهید به صیادما که مارفتیم     به فکرصیددگر باشد وشکار دگر

جانا به غریبستــان چندیــن ز چــه می مانــی     بازآ از آن غربت، بازآ از آن غربت تا چند پریشانی
صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم     یا نامه نمی خوانی ،  یا نامه نمی خوانی یا راه نمی دانی  جان امان دل
بازآ که در آن محبس ، بازآ که در آن محبس قدر تو نداند کس    

با سنگدلان منشین ، با سنگدلان منشین تو گوهر این كانی
اگر خواهم غم دل با تو گویم ، اگر خواهم غم دل با تو گویم ، جا نمی یابم امان امان جان دل

     اگر جایی شود پیدا  ،     اگر جایی شود پیدا  تو را تنها نمی یابم عزیزمن امان دل
اگر جایی کنم پیدا ، اگر جایی کنم پیدا وهم تنها تو را یابم     ز شادی دست و پا گم می کنم خود را نمی یابم

ز شادی دست و پا گم می کنم خود را نمی یابم
از شعله ی عشق هر که افروخته نیست     با او سر سوزنی دلم دوخته نیست

گر سوخته دل نه ای  زما دور که ما     آتش به دلی زنیم کاو سوخته نیست

آتش به دلی زنیم کاو سوخته نیست





نوع مطلب : شعر، مطالب خواندنی، 
برچسب ها : متن ترانه، غریبستان، معین، معین رادمرد، علی رادمرد،
لینک های مرتبط :

نام آهنگ    :    مسافر                      نام آلبوم : مسافر       سال انتشار : 1374

تا کی جفا کشم ز تو ای بی وفا برو     بگذاشتم به مدعیان مدعا برو
دشمن نکرد آنچه تو کردی به دوستی     بیگانه هم نکرد     برو ای آشنا برو
امید صلح نیست دگر نیست نیست نیست
منشین منشین برو برو برو     ای بی وفا برو
هر یار اهل نیرنگ هردوست اهل حیله     با پشت خورده خنجر موندم تو این قبیله

راتو برو مسافر برگشتنت عذابه     من تشنه لب تکیدم آب این طرف گل آبه

از دورها چه زیباست امواج آبی عشق     اما دریغ و افسوس چون میرسی سرابه

هر یار اهل نیرنگ هردوست اهل حیله     با پشت خورده خنجر موندم تو این قبیله

نشنیده ام من از تو یک حرف از صداقت     افسانه های دل را بردم به سوی ظلمت

زهر است در دل جام ریزی چو باده در کام     گویند نوش و در دل صدها هزار دشنام

راتو برو مسافر برگشتنت عذابه     من تشنه لب تکیدم آب این طرف گل آبه

از دورها چه زیباست امواج آبی عشق     اما دریغ و افسوس چون میرسی سرابه

هر یار اهل نیرنگ هردوست اهل حیله     با پشت خورده خنجر موندم تو این قبیله

جاده دروغ نمی گه فریادی از رهاییست     برای پای خسته پیغام آشناییست

کنار خط جاده هر سایه بون یه طاقه     یه سرپناه امن تصویری از اطاقه





نوع مطلب : شعر، مطالب خواندنی، 
برچسب ها : متن ترانه، مسافر، معین، معین رادمرد، علی رادمرد،
لینک های مرتبط :
جمعه 27 دی 1398 :: نویسنده : معین رادمرد

نام آهنگ    :    نیاز                      نام آلبوم : تولد عشق       سال انتشار : 1373

بدون تو چه پروازی چه احساسی چه آوازی

تویی که از صدای من شراب کهنه میسازی     بیا خوبم که میدانم در این بازی نمیبازی

نیازو تو خودم کشتم که هرگز تا نشه پشتم     زدم بر چهره ام سیلی که هرگز وا نشه مشتم

من آن خنجر به پهلویم که دردم را نمی گویم     به زیر ضربه های غم نیفتد خم به ابرویم

مرا اینگونه گر خواهی دلت را آشیانم کن     من آن نشکستنی هستم بیا و امتحانم کن ، بیا و امتحانم کن

غرور ای ناجی حرمت تو با من پا به پایی کن     به هنگام سقوط من تو در من خودنمایی کن

من آن خورشید زر پوشم که با ظلمت نمی جوشم     به جز آغوش دریا را نمی گیرم در آغوشم

مرا اینگونه گر خواهی دلت را آشیانم کن     من آن نشکستنی هستم بیا و امتحانم کن ، بیا و امتحانم کن

من آن دیوان پر بارم که در خود واژه ها دارم     درون دشت اندیشه به غیر از گل نمی کارم

من آن ابر بهارانم که از خاشاک بیزارم     به جز بر چهره ی گلها نمیگریم نمی بارم

نیازو تو خودم کشتم که هرگز تا نشه پشتم     زدم بر چهره ام سیلی که هرگز وا نشه مشتم

من آن خنجر به پهلویم که دردم را نمی گویم     به زیر ضربه های غم نیفتد خم به ابرویم

مرا اینگونه گر خواهی دلت را آشیانم کن     من آن نشکستنی هستم بیا و امتحانم کن ، بیا و امتحانم کن

مرا اینگونه گر خواهی دلت را آشیانم کن     من آن نشکستنی هستم بیا و امتحانم کن ، بیا و امتحانم کن





نوع مطلب : شعر، مطالب خواندنی، 
برچسب ها : متن ترانه، نیاز، معین، معین رادمرد، علی رادمرد،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 18 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic