وبلاگ معین رادمرد
چهره هایتان را با لبخند زیباتر کنید.
پنجشنبه 30 آبان 1398 :: نویسنده : معین رادمرد

نام آهنگ    :    کوچه                       نام آلبوم : یکی رادوست می دارم       سال انتشار : 1365

امشب ای سرو من امشب ای سرو من درکنار کیستی دوش بودی یارمن امروز یارکیستی

برده ای صبروقرارازمن رفتی از نظر     ای قرارجان ودل ، ای قرارجان ودل صبروقرارکیستی

امشب سر هر کوچه دنبال تو می گردم     هر رهگذری گوید من عاشق و ولگردم

از رهگذران پرسم من جا و مکان تو     بر هر گذری گویم من نام و نشان تو

گر میشنوی صوتم آواز ده اینجایم     تا پر بکشم سویت من واله و شیدایم

من دور تو می گردم من دور تو می گردم     من دور تو می گردم من دور تو می گردم

در مسجد و میخانه من نام تو را گویم     در کعبه و بتخانه من باز تو را جویم

گر میشنوی صوتم آواز ده اینجایم     تا پر بکشم سویت من واله و شیدایم

من دور تو می گردم من دور تو می گردم     من دور تو می گردم من دور تو می گردم

امشب سر هر کوچه دنبال تو می گردم     هر رهگذری گوید من عاشق و ولگردم

از رهگذران پرسم من نام ونشان تو     بر هر گذری پرسم من جا ومکان تو

گر میشنوی صوتم آواز ده اینجایم     تا پر بکشم سویت من واله و شیدایم

من دور تو می گردم من دور تو می گردم     من دور تو می گردم من دور تو می گردم

در مسجد و میخانه من بازتوراجویم     در کعبه و بتخانه من نام تو را گویم    

گر میشنوی صوتم آواز ده اینجایم     تا پر بکشم سویت من واله و شیدایم

من دور تو می گردم من دور تو می گردم     من دور تو می گردم من دور تو می گردم

من دور تو می گردم من دور تو می گردم     من دور تو می گردم من دور تو می گردم

من دور تو می گردم من دور تو می گردم     من دور تو می گردم من دور تو می گردم





نوع مطلب : شعر، مطالب خواندنی، 
برچسب ها : متن ترانه، کوچه، معین، معین رادمرد، علی رادمرد،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 29 آبان 1398 :: نویسنده : معین رادمرد

نام آهنگ    :    قسم به عشق                       نام آلبوم : یکی رادوست می دارم       سال انتشار : 1365

بی تو ای روشنگر شبهای من ، بی تو ای روشنگر شبهای من ، بوسه می زد بوسه می زد ناله بر لبهای من

در بلور اشک من یاد تو بود ، در بلور اشک من یاد تو بود ، در سکوت سینه فریاد تو بود

مخمل سرخ شفق ، مخمل سرخ شفق رنگ تو داشت     پرده های ساز آهنگ تو داشت

پرده های ساز آهنگ تو داشت

تو شادی گذشتمی بخت سعید رفتمی     تو این هیایوی غریب بهونه ی قشنگمی بهونه ی قشنگمی

گفتی نگو دوست دارم حرف تو باور ندارم     اشتباه می کنی بازم اشتباه می کنی بازم

دوست دارم قد خدا قد تمام قصه ها     دوست دارم قد خدا قد تمام قصه ها

تو رو قسم به عشقمون ، تو رو قسم به عشقمون یه شب دیگه پیشم بمون ، یه شب دیگه پیشم بمون

چرا تو باور نداری حرف دل عاشقمو     چرا تو تنها میزاری دستای سرد خسته مو

بیا که با صدای تو مهر سکوتو میشکنم     هزار هزار شعر و غزل نخونده فریاد میزنم

هزار هزار شعر و غزل نخونده فریاد میزنم

دوست دارم قد خدا قد تمام قصه ها     دوست دارم قد خدا قد تمام قصه ها

تو رو قسم به عشقمون ، تو رو قسم به عشقمون یه شب دیگه پیشم بمون ، یه شب دیگه پیشم بمون

چرا تو باور نداری حرف دل عاشقمو     چرا تو تنها میزاری دستای سرد خسته مو

بیا که با صدای تو مهر سکوتو میشکنم     هزار هزار شعر و غزل نخونده فریاد میزنم

هزار هزار شعر و غزل نخونده فریاد میزنم

دوست دارم قد خدا قد تمام قصه ها     دوست دارم قد خدا قد تمام قصه ها

تو رو قسم به عشقمون ، تو رو قسم به عشقمون یه شب دیگه پیشم بمون ، یه شب دیگه پیشم بمون





نوع مطلب : شعر، مطالب خواندنی، 
برچسب ها : متن ترانه، قسم به عشق، معین، معین رادمرد، علی رادمرد،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 28 آبان 1398 :: نویسنده : معین رادمرد

نام آهنگ    :    محض رضای خدا                       نام آلبوم : یکی رادوست می دارم       سال انتشار : 1365

محض رضای خدا به من بگو بی وفا     بعد یه عمر آشنایی چرا گشتی جدا
محض رضای خدا به من بگو بی وفا     بعد یه عمر آشنایی چرا گشتی جدا
گفتی تا روز پیری  تا وقتی که بمیری     تا دنیا دنیا باشه پیشم می مونی و نمی ری
محض رضای خدا به من بگو بی وفا     بعد یه عمر آشنایی چرا گشتی جدا
بگو با که هستی حالا کیو می پرستی     دستای گرمتو گذاشتی تو چه دستی
تو تاریکی شبهای من زار بگو شمع شب افروز که هستی
تو تاریکی شبهای من زار بگو شمع شب افروز که هستی که هستی
محض رضای خدا به من بگو بی وفا     بعد یه عمر آشنایی چرا گشتی جدا
گفتی تا روز پیری  تا وقتی که بمیری     تا دنیا دنیا باشه پیشم می مونی و نمی ری
محض رضای خدا به من بگو بی وفا     بعد یه عمر آشنایی چرا گشتی جدا
بگو با که هستی حالا کیو می پرستی     دستای گرمتو گذاشتی تو چه دستی
تو تاریکی شبهای من زار بگو شمع شب افروز که هستی
تو تاریکی شبهای من زار بگو شمع شب افروز که هستی که هستی
محض رضای خدا به من بگو بی وفا     بعد یه عمر آشنایی چرا گشتی جدا
محض رضای خدا به من بگو بی وفا     بعد یه عمر آشنایی چرا گشتی جدا
محض رضای خدا به من بگو بی وفا     بعد یه عمر آشنایی چرا گشتی جدا





نوع مطلب : شعر، مطالب خواندنی، 
برچسب ها : متن ترانه، محض رضای خدا، معین، معین رادمرد، علی رادمرد،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 27 آبان 1398 :: نویسنده : معین رادمرد

نام آهنگ    :    راز                       نام آلبوم : یکی رادوست می دارم       سال انتشار : 1365

چشای تو نور کوچه باغه رازه    چشای من ظلمت شب نیازه

با هم دیگه راز و نیازی داشتیم     حکایت دور و درازی داشتیم

با هم دیگه راز و نیازی داشتیم     حکایت دور و درازی داشتیم

اما پس از اون آشنایی اون همدلی اون همزبانی     از گرد راه اومد جدایی

رفتی و چشم به رام گذاشتی تو این قفس تنهام گذاشتی     حالا نمی دونم کجایی

کاشکی یکی بود ما رو با هم آشتی می داد     کاشکی چشامون باز تو چشم هم می افتاد

امروز اگه تاریک و خاموش و سیاهه     فرداکه شد دنیاپراز خورشیدو ماهه

امروز اگه تاریک و خاموش و سیاهه     فرداکه شد دنیاپراز خورشیدو ماهه

اما پس از اون آشنایی اون همدلی اون همزبانی     از گرد راه اومد جدایی

رفتی و چشم به رام گذاشتی تو این قفس تنهام گذاشتی     حالا نمی دونم کجایی

کاشکی یکی بود ما رو با هم آشتی می داد     کاشکی چشامون باز تو چشم هم می افتاد

امروز اگه تاریک و خاموش و سیاهه     فرداکه شد دنیاپراز خورشیدو ماهه

امروز اگه تاریک و خاموش و سیاهه     فرداکه شد دنیاپراز خورشیدو ماهه

امروز اگه تاریک و خاموش و سیاهه     فرداکه شد دنیاپراز خورشیدو ماهه

امروز اگه تاریک و خاموش و سیاهه     فرداکه شد دنیاپراز خورشیدو ماهه





نوع مطلب : شعر، مطالب خواندنی، 
برچسب ها : متن ترانه، راز، معین، معین رادمرد، علی رادمرد،
لینک های مرتبط :

نام آهنگ    :    صفای اشک وآه                        نام آلبوم : هوس       سال انتشار : 1364

بی دل و خسته در این شهرم و دلداری نیست     غم دل با که توان گفت که غمخواری نیست
شب به بالین من خسته به غیرازغم دوست     زآشنایان کهن یار وپرستاری نیست
یارب این شهرچه شهریست که صد یوسف دل     به کلافی بفروشیم و خریداری نیست
فکر بهبودی خود ای دل بکن ازجای دگر     که اندراین شهر طبیب دل بیماری نیست

صفای اشک و آهم داده این عشق    صفای اشک و آهم داده این عشق
دل دور از گناهم داده این عشق
دو چشمونت یه شب ، دو چشمونت یه شب آتیش به جون زد
خیال کردم ، خیال کردم پناهم داده این عشق وای دل جان امان عزیز
چنون عاشق چنون دیوونه حالم     که می خوام از تو و از دل بنالم

چنون عاشق چنون دیوونه حالم     که می خوام از تو و از دل بنالم
هنوزم با همین دیوونه حالیم     یه رنگم صادقم ، یه رنگم، صادقم، صافم، زلالم

 وای دل جانم آی وای عزیزمن امان وای دل
تو که عشقو تو ویرونی ندیدی ، تو که عشقو تو ویرونی ندیدی          شب سر در گریبونی ندیدی
نمی دونی چه دردی داره دوری     تو که رنگ پریشونی ندیدی آی وای جانم آی دل
عزیز جونم، عزیز جونم غم عشق تو کم نیست
سوای عشق تو، سوای عشق تو هر غم که غم نیست عزیزمن آی دل
گله کردی چرا می نالم از درد     دیگه این ناله ها دست خودم نیست
چنون عاشق چنون دیوونه حالم ، چنون عاشق چنون دیوونه حالم          که می خوام از تو و از دل بنالم
هنوزم با همین دیوونه حالیم     یه رنگم، یه رنگم صادقم، صافم، زلالم





نوع مطلب : شعر، مطالب خواندنی، 
برچسب ها : متن ترانه، صفای اشک وآه، معین، معین رادمرد، علی رادمرد،
لینک های مرتبط :

نام آهنگ    :    گلهای غربت 2(دلم گرفت)                        نام آلبوم : هوس       سال انتشار : 1364

ازمن بگریزید که می خورده ام امروز     بامن منشینید که دیوانه ام امشب

ترسم که سر کوی تورا سیل بگیرد     ای بی خبر ازگریه مستانه ام امشب

یک جرعه آن مست کند هردوجهان را     چیزی که لبت ریخت به پیمانه ام امشب

بی حاصلم از عمرگرانمایه فروغی     گرجان نرود در پی جانانه ام امشب

دلم گرفت از آسمون هم از زمین هم از زمون     تو زندگیم چقدر غمه دلم گرفته از همه

ای روزگار لعنتی تلخه بهت هر چی بگم     من به زمین و آسمون دست رفاقت نمی دم

دست رفاقت نمی دم ، دست رفاقت نمی دم

امشب از اون شباست که من دوباره دیوونه بشم     تو مستی و بی خبری اسیر میخونه بشم

امشب از اون شباست که من دلم میخواد داد بزنم     تو شهر این غریبه ها دردمو فریاد بزنم

دلم گرفت از آسمون هم از زمین هم از زمون     تو زندگیم چقدر غمه دلم گرفته از همه

ای روزگار لعنتی تلخه بهت هر چی بگم     من به زمین و آسمون دست رفاقت نمی دم

دست رفاقت نمی دم ، دست رفاقت نمی دم

از این همه در به دری تو قلب من قیامته     چه فایده داره زندگی این انتهای طاقته

از این همه در به دری به لب رسیده جون من     به داد من نمیرسه خدای آسمون من

دلم گرفت از آسمون هم از زمین هم از زمون     تو زندگیم چقدر غمه دلم گرفته از همه

ای روزگار لعنتی تلخه بهت هر چی بگم     من به زمین و آسمون دست رفاقت نمی دم ، دست رفاقت نمی دم

دست رفاقت نمی دم ، دست رفاقت نمی دم

دلم گرفت از آسمون هم از زمین هم از زمون     تو زندگیم چقدر غمه دلم گرفته از همه

ای روزگار لعنتی تلخه بهت هر چی بگم     من به زمین و آسمون دست رفاقت نمی دم

دلم گرفت از آسمون هم از زمین هم از زمون     تو زندگیم چقدر غمه دلم گرفته از همه

ای روزگار لعنتی تلخه بهت هر چی بگم     من به زمین و آسمون دست رفاقت نمی دم

دست رفاقت نمی دم ، دست رفاقت نمی دم





نوع مطلب : شعر، مطالب خواندنی، 
برچسب ها : متن ترانه، گلهای غربت 2(دلم گرفت)، معین، معین رادمرد، علی رادمرد،
لینک های مرتبط :

نام آهنگ    :    لیلی و مجنون                        نام آلبوم : هوس       سال انتشار : 1364

بیا تا لیلی و مجنون شویم افسانه اش با من     بیا با من به شهر عشق رو کن خانه اش با من

بیا تا سر به روی شانه ی هم راز دل گوییم     اگر مویت چو روزم شد پریشان شانه اش با من

در میخانه ی چشمت به گلگشت نگه وا کن     در میخانه ی چشمت به گلگشت نگه وا کن    

خرابم کن خراب ، آبادی ویرانه اش با من

بیا تا لیلی و مجنون شویم افسانه اش با من     بیا با من به شهر عشق روکن خانه اش با من

سلام ای غم سلام ای همزبان مهربان دل     پر پرواز واکن چون پرستو لانه اش با من

مگو دیوانه کو زنجیر گیسو را ز هم واکن     مگو دیوانه کو زنجیر گیسو را ز هم واکن

دل دیوانه ی دیوانه ی دیوانه اش با من

در این دنیای وانفسای حسرت زای بی فردا    

خدایا عاشقان را غم مده، خدایا خدایا ، خدایاعاشقان را غم مده شکرانه اش با من

بیا تا لیلی و مجنون شویم افسانه اش با من     بیا با من به شهر عشق روکن خانه اش با من

مگو دیگر سمندر در دل آتش نمی سوزد     تو گرمم کن به افسون گرمی افسانه اش با من

چه بشکن بشکنی دارد فلک در کار سرمستان     چه بشکن بشکنی دارد فلک در کار سرمستان

تو پیمان بشکنی نشکستن پیمانه اش با من





نوع مطلب : شعر، مطالب خواندنی، 
برچسب ها : متن ترانه، لیلی و مجنون، معین، معین رادمرد، علی رادمرد،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 23 آبان 1398 :: نویسنده : معین رادمرد

نام آهنگ    :    پنجره                        نام آلبوم : هوس       سال انتشار : 1364

صبح که در پنجره تون وا می شه     خورشید از اون روزنه پیدا می شه
خاطره انگیز میشه باغ لبت     وقتی گل خنده شکوفا می شه

به که چه زیبایی گرم و دل آرایی مثل یه رویایی
دل من دیوونه برای تو پریشونه     بیا که دلم ز تو به خدا نمیشه جدا
دل من دیوونه برای تو پریشونه     بیا که دلم ز تو به خدا نمیشه جدا
آسمون قلب تو آفتابیه     شهر شب از روی تو مهتابیه
آسمون قلب تو آفتابیه     شهر شب از روی تو مهتابیه
به که چه زیبایی گرم و دل آرایی مثل یه رویایی
دل من دیوونه برای تو پریشونه     بیا که دلم ز تو به خدا نمیشه جدا
دل من دیوونه برای تو پریشونه     بیا که دلم ز تو به خدا نمیشه جدا
صبح که در پنجره تون وا می شه     خورشید از اون روزنه پیدا می شه
خاطره انگیز میشه باغ لبت     وقتی گل خنده شکوفا می شه

به که چه زیبایی گرم و دل آرایی مثل یه رویایی
دل من دیوونه برای تو پریشونه     بیا که دلم ز تو به خدا نمیشه جدا
دل من دیوونه برای تو پریشونه     بیا که دلم ز تو به خدا نمیشه جدا

آسمون قلب تو آفتابیه     شهر شب از روی تو مهتابیه
آسمون قلب تو آفتابیه     شهر شب از روی تو مهتابیه
به که چه زیبایی گرم و دل آرایی مثل یه رویایی
دل من دیوونه برای تو پریشونه     بیا که دلم ز تو به خدا نمیشه جدا
دل من دیوونه برای تو پریشونه     بیا که دلم ز تو به خدا نمیشه جدا

دل من دیوونه برای تو پریشونه     بیا که دلم ز تو به خدا نمیشه جدا
دل من دیوونه برای تو پریشونه     بیا که دلم ز تو به خدا نمیشه جدا





نوع مطلب : شعر، مطالب خواندنی، 
برچسب ها : متن ترانه، پنجره، معین، معین رادمرد، علی رادمرد،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 22 آبان 1398 :: نویسنده : معین رادمرد

نام آهنگ    :    سفره                        نام آلبوم : هوس       سال انتشار : 1364

بیا دست قشنگ مهربانت را عصایی کن که برخیزم     و شور انگیز و شوق آلود به دامان شقایقها بیاویزم

بدزدم تیشه ی فرهاد عاشق را و بی پروا چنان رعدی     بنای سنگی غم را فرو ریزم

بسازم کلبه ی عشقی ، بسازم کلبه ی عشقی ، میان باغ فرداها

و حافظ وار بر بام فلک طرحی دگر از عشق اندازم و نقش دیگری ریزم

بیا واکن لبانم را به تکرار سرود عشق که من آن مرغ ، که من آن مرغ غمگین شباویزم

دلم می خواست تو سفرمون یه لقمه نون داشت پر عشق

وسط برکتش میشد هر چی که خواست از خودعشق

دلم می خواست تو باغچه مون می کاشتمت گل می دادی     رنگ و وارنگ از همه رنگ نرگس و سنبل می دادی

دلم می خواست می شد واست دشتو چراغونش کنم     ماهو بزارم تو چشات ستاره بارونش کنم

وسط میدون ببرم بازارو ارزونش کنم     داد بزنم خاطرخواتم عشقو فراوونش کنم

گلاب قمصر می شدی به مرگ گل جون می دادی     شاخه به شاخه برگ به برگ به لپشون خون می دادی

گلاب قمصر می شدی به مرگ گل جون می دادی     شاخه به شاخه برگ به برگ به لپشون خون می دادی

گریه ی عاشق میشدی نم نم بارون می دادی     به شاعرای در به در شعر فراوون می دادی

دلم می خواست تو سفرمون یه لقمه نون داشت پر عشق

وسط برکتش میشد هر چی که خواست از خودعشق

دلم می خواست تو باغچه مون می کاشتمت گل می دادی     رنگ و وارنگ از همه رنگ نرگس و سنبل می دادی

دلم می خواست می شد واست دشتو چراغونش کنم     ماهو بزارم تو چشات ستاره بارونش کنم

وسط میدون ببرم بازارو ارزونش کنم     داد بزنم خاطرخواتم عشقو فراوونش کنم





نوع مطلب : شعر، مطالب خواندنی، 
برچسب ها : متن ترانه، سفره، معین، معین رادمرد، علی رادمرد،
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :